این سخنرانی بوی خون میدهد !
آیت الله حاج سید محمد حسین نسابه ، پس از قیام امام خمینی (ره) و بدلیل تلاش در مسیر انقلاب اسلامی ، مورد تعقیب ساواک بود ، مدتی پس از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ بنا به دعوت و توصیه پسردایی خود یعنی مرحوم آقا ( #آیت_الله_حاج_سیدعبدالعلی_آیتاللهی ) وارد لارستان شده و پس از طی حدود بیش از یک دهه تا پیروزی انقلاب اسلامی ، اقدام به سخنرانیهای روشنگرانه بر علیه #حکومت_کودتایی_پهلوی و سازماندهی جوانان نموده و در این مسیر با فراز و نشیبهای متعددی از ممنوعالمنبر شدن تا تبعید از لارستان مواجه شدند .
در همین رابطه ایشان میگویند:
پس از ۱۵ خرداد ۴۲ بنده که به توصیه مرحوم آقا در محل فعلی حسینه اعظم لارستان مستقر شده بودم طی مراسمی که در اندرونی فعلی منزل مرحوم آقا ( که در آن زمان محل برگزاری مراسم مذهبی عمومی بوده ) ، برگزار شد ، مثل بقیه شهرها که بر روی منبر به شاه و آمریکا حمله میکردم و تبعاتی هم برایم داشت ، در اولین سخنرانیم بشدت به شاه حمله کردم به نحوی که شبِ آن روز ، پس از پایان مراسم ، یکی از بستگان به بنده گفت: تا عصر حدود سی گروه چند نفره از برخی معتمدین و اهالی پیش من آمدند و گفتند :
. . " این سخنرانی بوی خون میدهد !!ا "
و توصیه کردند به درخواست برخی معتمدین ، از مواضع خود کوتاه بیایید و اینجنین به رژیم شاه حمله نکنید !!!ا
اسناد ساواک و خاطرات موجود نشان میدهد علیرغم توصیهها و مصلحتاندیشی برخی معتمدین و متنفذین شهر ، حملات آیت الله حاج سید محمد حسین نسابه بر علیه شاه و آمریکا در سالهای بعد شدت بیشتری به خود گرفت که چندبار منجر به ممنوع المنبر شدن و نهایتا منجر به تبعید ایشان از لارستان شد که خود فصل جداگانهای در زندگی مبارزاتی ایشان بوده و در این رابطه همراهی موثر مرحوم آقا و جوانان و اقشار انقلابی لارستان با ایشان قابل توجه و شایسته تحقیق و پژوهشهای جداگانهای میباشد.